بسم الله الرحمن الرحیم

سر کلاس فقه الحدیث بودیم. استاد مشغول به درس پرسیدن شد، ولی قبل از آن، یک سوال درباره لب تاپ و پروژکتور پرسید، و سوالش هم برای این بود که بتواند چیزی به ما نشان بدهد.

همینطور که استاد مشغول درس پرسیدن بود، من به شیوه های مختلف سوال استاد را در اینترنت سرچ میکردم تا شاید جواب را پیدا کنم؛ و البته حواسم به سوال هایی که استاد از بچه ها می پرسید هم بود.

پرسش درس که تمام شد، دوباره سوالی که در مورد پروژکتور بود مطرح شد و من گفتم "سرچ کردم، چیزی نگفته بود..." که استاد با جدیت و تعجب، گفت "عه! خانوم الف! شما کجایی دخترم؟!!" که یعنی چرا سر کلاس سرچ میکنی...

گُر گرفتن صورتم را حس کردم. استاد چیز خاصی نگفته بود، اما من اگر خودم را کنترل نمی کردم می توانستم آن لحظه زیر گریه هم بزنم! استاد توهین نکرد و بد هم صحبت نکرد، اما من خودم را مستحق کوچک ترین سرزنش هم نمی دانستم. من درسی که استاد می پرسید را خوانده بودم. جستجویم در اینترنت هم برای همان چیزی بود که استاد می خواست در مورد درس به ما نشان بدهد. پس خودم را مستحق کوچک ترین سرزنش هم نمی دانستم...

طبق معمول، تا مدتی چند دقیقه ای، نمی توانستم به استاد خیره بشوم. چرا؟ چون عصبانی بودم. من از هرکس که عصبانی باشم نمی توانم به چشم هایش خیره بشوم.

کم کم نرم شدم. با خودم گفتم این قانون کلاس است. یادم آمد همین استاد خطاب به یکی از بچه ها که سر کلاس از موبایلش استفاده می کرد گفته بود: "اگه فکر میکنی کلاس انقد بیخوده که هیچی بهت اضافه نمیکنه یه تسبیح دربیار ذکر بگو ولی از گوشی استفاده نکن"...

رفتار امروز استاد برایم جالب بود. خودآگاه یا ناخودآگاه، نمی دانم، اما او بدون توجه به اینکه من برای درس مشغول جستجو بودم، عدم رعایت قانون کلاس را گوشزد کرد. جمله ی معروف "هدف وسیله را توجیه نمیکند" دقیقا وصف همین مساله بود...

حالا که عصبانی نیستم، با خودم خلوت کرده ام و می توانم همه جریان را یک دور دیگر ببینم و قضاوت کنم، می گویم که اتفاقا استاد کار درست را کرده است. باید بدانیم هدف های خوب، توجیه کننده ی استفاده از روش های نادرست نیستند. باید بدانیم که پایبندی به قانون جزو اصول است، و حتی اگر هزار بار قانون را رعایت کنیم، دفعه ی هزار و یکم هم باید ملزم به رعایت قانون باشیم...

این همان مراقبه ی لحظه به لحظه، و شاید همان کوچک نشماردن هر گناه است.


یک وقت هایی یک رفتار به جا، اگرچه در وهله ی اول ناخوشایند به نظر برسد، اما می تواند بسیار آموزنده باشد.... خوشحالم. بابت همه ی درس هایی که دیگران به من می آموزند خوشحالم، چون در واقع خدا این درس ها را به وسیله این افراد به انسان می آموزد... به امید آنکه خوب درس پس بدهیم. الحمدلله علی جمیع نعمه ❤❤❤❤❤❤