بسم الله الرحمن الرحیم

هوا همان هوایی ست که قلبم را به تپش تند وا می‌دارد. دلم می‌خواهد تمام هوا را ببوسم، در آغوش بکشم، استشمام کنم... کاش میشد عطر این هوا را یک جا ذخیره کرد، هر زمان نیاز شد آن را حس کرد... کاش میشد بادهای خنک پائیزی را به دفتر خاطره چسباند...

خدایا بخاطر این هوای دلپذیر از تو بی‌نهایت ممنونم...


داشتم فکر میکردم، که خب... میدانی، همه ی چیزها/آدم‌ها یی که دوست داری، برای تو نیستند. اصلا حتی اگر یک مدادت را دوست داشته باشی، می تواند به سادگی گم شود! حتی اگر استعدادی از خودت، ویژگی خاصی از خودت را دوست داشته باشی، می‌توانی -دور باد از همه- طی تصادفی آن را از دست بدهی و دیگر هرگز به دست نیاوری... بقیه ی آدم ها که به طریق اولی برای تو نیستند. می توانی خوشحال باشی کنارشان هستی، می توانی با آن ها خوش بگذرانی. ولی هیچ تعلقی واقعی نیست، هیچ چیز و هیچ کس برای همیشه برای تو نیست... اما خدا. خدا را اگر به دست بیاوری برای همیشه برای تو است. یکجوری برایت هست، که برای بزرگان و پیامبرانش علیهم السلام هم هست. یعنی مهربانی اش کم و زیاد نمی شود -این به تو بستگی دارد که چقدر بهره ببری- ، یک ملاک هایی دارد که اگر داشته باشی خدا می شود برای تو. چون محدود نیست، پس می تواند برای همه باشد و در عین حال همه حس کنند فقط برای خودشان است. بعد هم اگر یک کار بدی بکنی که دیگر خدا برای تو نباشد، سریع الرضا ست، زود میتوانی راضی اش کنی و باز برای تو باشد و تا همیشه برای تو باشد. چقدر خدا بس است... چقدر پاسخ "اَ لیس اللهُ بِکافٍ عبدَه"، جمله ی "چرا، هست" می باشد...

خدایا ممنون که هستی. کمک کن که جز تو دل به کس نبندیم. دوستت دارم. ❤


+ عنوان از حافظ شیرین سخن است.