بسم الله الرحمن الرحیم

متوجه اخلاق عجیبی در بسیاری از خودمان شده ام. اینکه خیلی از لحظه ها را، اگرچه لحظات خوبی هستند، به بهانه ی رسیدن به لحظات بهتر از دست می دهیم. یادم آمد که مثلا من که فیزیک و شیمی هر دو را دوست داشتم، سال دوم دبیرستان که شیمی از فیزیک شیرین تر بود، حتی ساعت های فیزیک هم منتظر ساعت شیمی بودم. و سال سوم دقیقا برعکس.

چقدر حیف است. اگر شیرینی لحظه را دریابیم، تازه می توانیم آن لحظه ای را که بیش از همه دوست داریم، دُر یابیم. داشتم فکر می کردم از لحظه لذت بردن و منتظر گذشت زمان نبودن، شبیه موج سواری است، همانقدر رها، همانقدر همراه با موج ها در تلاطم یا سکون، و همانقدر دلپذیر... ای کاش به این موهبت بزرگ دست یابیم.


دیگر آن که ای کاش اهل رقابت با دیگران نباشیم. اگر حرف از زیبایی است، که چه بسیار انسان های زیباتر از ما در این جمعیت چند میلیاردی! اگر حرف از ثروت است، که چه بسیار انسان های ثروتمندتر! اگر حرف از هوش است که چه بسیار انسان های باهوش تر! اگر حرف از موفقیت است که چه بسیار انسان های موفق تر! اگر حرف از شهرت و محبوبیت است که چه بسیار انسان های مشهور تر و محبوب تر...

کلام اهل بیت ِ نور علیهم السلام در ذهنم تداعی میشود... که کسی که دو روزش شبیه باشد، زیان کار است... یعنی امروز ِ خودت از دیروز ِ خودت بهتر باشد. لازم نیست امروز خودت را با هر روز دیگران بسنجی... تنها کسی که میتوانی با خودت مقایسه کنی، خود ِ دیروزی است... آه که چقدر این مفهوم درون خود آرامش نهان کرده است. رقابت با میلیاردها نفر بر سر میلیاردها مساله، تعداد دفعات متعدد و میلیاردی می تواند انسان را خسته و غمگین و کسل و ناامید کند. اما وقتی خودت با خودت رقابت داری بر سر مسائل خودت؛ دیگر خیالت جمع ِ جمع است...


+ الحمدلله برای این سبک زندگی شیرین و بی نظیری که برایمان چیده است و می خواهد. الحمدلله برای هرچه که داده است یا نداده است. بارها گفته ام و باز هم می گویم و تا بی نهایت می توانم بگویم که الحمدلله برای خلق فصل پائیز ❤